وب سایتم را چگونه ارزیابی می کنی؟
1) عالی
2) خوب
3) متوسط
4) ضعیف
وب سایتم را چگونه ارزیابی می کنی؟
1) عالی
2) خوب
3) متوسط
4) ضعیف
صداى آلمان: آدم در دوران کودکی و نوجوانی رویاهای زیادی در سر دارد. یادت هست در آن دوران چه رویاهایی در سر داشتی؟
ابی: من همیشه رویای خواندن را، از زمانی که خودم را شناختم، برای خودم داشتم و خوشحالم که به این رویا رسیدهام. آدم رویایی هستم، ولی نه آنچنان زیاد. خیلی دوست دارم راجع به رویاهایم یک کمی منطقیای باشم، تا اینکه رویا ببافم. اما خوب، از زمانی که خودم را شناختم، همان سنین شش هفت سالگى این را فهمیدم که صدای بدی ندارم و دلم میخواست خواننده بشوم، که شکر خدای بزرگ شدم.
صداى آلمان: در چه خانوادهای بدنیا آمدی؟ پدر و مادرت چه شغلی داشتند؟
ابی: پدرم خیاط بود، دوزندهی لباس و مادرم هم یک زن خانهدار.
صداى آلمان: چندتا برادر و خواهر داری؟
ابی: مجموعا ۶ تا بودیم، دو تا پسر و ۴ تا دختر که متاسفانه برادرم را سالها پیش، ۵-۶ سال پیش، از دست دادم. الان ۵ نفر هستیم.
صداى آلمان: هنوز هم با آنها تماس داری؟
ابی: صددرصد، به هر حال ما هنوز هم به مسایل خانوادگی اهمیت میدهیم. امیدوارم در نسل بعدی هم همینجوری باشد، در خارج از کشور.
صداى آلمان: یادت هست اولین بار کی روی صحنه رفتی؟
ابی: اولین بار در کاخ جوانان جنوبی در میدان راه آهن. زمانی که فکر میکنم هفده هجده سالم بود.
صداى آلمان: اولين فعاليتهاى تو با گروه Sunboys بود؟
ابی: من با بچههای محل، هم مدرسهایها، این گروه را درست کردیم و اولین بار هم، در کاخ جوانان جنوبی بود و بسیار هم خاطرهی نه چندان خوشی، ولی خاطرهی بجاماندنیای دارم. برای اینکه اولین بار بود که روی صحنه برای مردم میخواندم و یادم هست واقعا که در شروع برنامه نصف بدنم تقریبا خواب رفته بود. بی حس شده بودم. این موضوع راهیچوقت فراموش نمیکنم.
صداى آلمان: چه کارهایی را اجرا میکردی؟
ابی: همان کارهایی که به اصطلاح در تهران مد بود. موسیقی ایتالیایی بود، موسیقی انگلیسی بود. آنزمان ما در واقع تازه شروع کردیم. تنها کسی که آنموقع میخواند بعنوان یک خواننده پاپ، آقای ویگن بود و تقریبا میتوانم بگویم که آقای عارف هم شروع کرده بود. ولی موسیقی که جوانها بیشتر به آن اهمیت میدادند موسیقیای بود که از خارج وارد میشد، مثل موسیقی ایتالیایی، انگلیسی، فرانسوی.
صداى آلمان: از کی بطور مستقل فعالیت خودت را شروع کردی؟
ابی: تقریبا بعد از «کوچینی»، یعنی فکر میکنم ۲۴ ـ۲۳ سالم بود که شروع کردم به كار مستقل.
صداى آلمان: فعالیتات را از روی تفنن شروع کردی یا از همان اول هم قصد داشتی بطور حرفهای وارد اینکار بشوی؟
ابی: نه زمانی که دیگر شروع کردم، يعنى قبل از اینکه اصلا شروع بکنم مستقل کارکردن، کارم بعنوان یک خواننده مشخص بود. در «کوچینی» میخواندم. حقوق میگرفتم و هرشب میخواندم. تقریبا برایم شده بود، تقریبا که نه، تحقیقا برایم شده بود کارم. تفننی نبود. شاید شروعاش تفننی بود، یا درست کردن گروه Sunboys يك مقدارى تفننی بود ، ولی بعدها تبدیل شد به کار.
صداى آلمان: اصلا تا به حال کلاس آواز رفتی؟
ابی: نه، فکر هم نمیکنم که نیازی داشتم برای اینکار. برای اینکه، یکسری حسهایی هست، مثل نقاشی، مثل ترانه سرودن و شعر گفتن که حساش با انسان است. حالا به نظر من شاید آدم براى تقويت خودش و حسش شاید نیاز داشته باشد به معلم، به کلاس یا به استاد. اما در کاری که من انجام میدهم، نه، اینکار بیشتر حسی ست. بله، اگر میخواستم بروم خوانندهی كلاسيك بشوم، حتما میبایستی که معلم میداشتم یا کسی که به من یاد بدهد، ولی در سطحی که من کار میکنم، فکر نمیکنم نیازی داشته باشم.
صداى آلمان: با گروه «بلاک کتز» هم همکاری داشتی؟
ابی: بسیار بسیار همکاری خوب. فکر میکنم آنجا قسمت دانشگاه من بود. با گروه «بلاک کتز» آن زمانهایی بود كه شادروان «فرهاد» و من و شهبال شبپره و شهرام شپره به اتفاق هم کار میکردیم.
صداى آلمان: چطور شد همکاریات را با گروه قطع کردی؟
ابی: خوب، برای اینکه اصلا بعد کارها سوا شد. تقریبا مستقل خواندن من بعد از «بلاک کتز» شروع شد که بعنوان یک خواننده، فرض کنیم یک خوانندهی جدیدی شروع کردم که دیگر خطم عوض شد، راهم عوض شد.
صداى آلمان: اگر اشتباه نکنم ترانهی «شب» تو را به شهرت رساند؟
ابی: دقیقا، درست میگویی. ولی خوب، قبل از این ترانهی «شب» من آهنگهای دیگر داشتم به اسم «تپش»، «چرا»، و اینها را خوانده بودم. ولی دقیقا «شب» بود که با کمک فریدون فرخزاد، شادروان فرخزاد، که لطف کرد و من را به شوی «میخک نقرهای» برد، و در آنجا مردم با صدای من آشنا شدند.
صداى آلمان: اولین آلبومی که منتشر کردی چی بود؟
ابی: در واقع در آن زمانی که من صحبتاش را میکنم آلبوم بخصوصی نبود و بصورت تک آهنگ همیشه کار میکردیم که بصورت صفحهی ۴۵ دور منتشر میشد. آلبومی به آن صورت وجود نداشت که مثلا هفت يا هشت تا آهنگ را در یک صفحهی ۳۳ دور بیرون بدهی. آنموقع آهنگهای مثل «شب»، «تپش» و «چرا» اینها بصورت تک ترانه میآمد بیرون.
صداى آلمان: ولی درهرحال آهنگهای پیش از انقلاب در قالب چهارتا آلبوم منتشر شده، یکی «طپش» است، «نازی ناز کن»، «شب زده» و «کوه یخ»!
ابی: نه «کوه یخ» شامل اینها نمیشود. «کوه یخ» در آمریکا ضبط شد. ولی بعدها که اینجا آمدیم کمپانیهایی که در ایران کار میکردند منتقل شدند به آمریکا و خودشان شروع کردند از کارهایی که داشتند آلبومی درست کنند. بعدها که کاست آمد بیرون، فکر میکنم که همان آلبوم «نازی ناز کن» بصورت کاست آمد بیرون. یک مجموعهی ۶ـ۷ تایی آهنگ بود.
صداى آلمان: به نظر خودت تفاوت این آلبومها، آنهایی که پیش از انقلاب یا در هرحال حاوی ترانههای پیش از انقلاباند، در چی هست، از لحاظ خوانندگی یا شیوهی بیان؟
ابی: از لحاظ خوانندگی، خوب بهرحال خواننده است و تجربه پیدا کرده و به نظر من میبایست یک مقداری بهتر بخواند، ضمن اینکه خوب، به نظر من، خوانندهای مثل من با جریان حوادثی که در طول زندگیاش پیش میآید همراه میشود. منظورم از حوداث و اتفاقاتی ست که میافتد، حالا اتفاق خوب یا بدی که در زندگیاش میافتد. ولی بهرحال بعنوان یک خواننده میتوانم بگویم بعد از ۳۰ـ۳۵ سال کار کردن فرق ابی الان با ابی ۳۵ سال پیش، ابی است که بیشتر میفهمد، بیشتر احساس میکند، بیشتر خواندن را یاد گرفته است. فرق اینست.
صداى آلمان: اگر اشتباه نکنم حدود ۳۰ سالات بود که ایران را ترک کردی. در واقع برای اجرای کنسرت به آمریکا آمده بودی و این قضیه هم مربوط به زمان شاه است.
ابی: آره. من مجبور نشدم. چون من دوسال قبل از انقلاب بصورت بسیار تصادفی آمدم به آمریکا. برنامهای داشتم در آمریکا که بعد ماندم و برای خودم هم برنامهای گذاشته بودم که بتوانم هم در اینجا زندگی کنم و هم در ایران که متاسفانه نشد. ولی رفتن من به آمریکا بصورت اجباری اصلا نبود.
صداى آلمان: ولی از ایران نتوانستی آگاهانه خداحافظی کنی!
ابی: شاید، شاید، شاید. البته شاید عجیب باشد، ولی انقلاب همیشه در زندگی آدمها چیزی نیست که هر روز اتفاق بیفتد. شاید دلم میخواست، فرض کنید، در بحبوحهی انقلاب میبودم و میدیدم. شاید هم نه! فکر میکنم یک چیزی را که ممکن است در تاریخ هر ملتی اتفاق بیفتد، اتفاقی که، چه میدانم هر صدسال یکبار یا دوبار در طول تاریخ دو یا سه بار میافتد، این را آدم از دست میدهد و باعث تاسف است.
صداى آلمان: در هرحال انقلاب یک زندگی تازه برای خیلی آدمها بود. دورهی تازهای را شروع کردند. برای تو هم همینطور بود. هیچوقت آنموقع به خودت گفتی که ایکاش حرفهی دیگری میداشتی؟
ابی: نه. هیچوقت، هیچوقت، هیچوقت فکر نکردم که حرفهی دیگری داشته باشم. اگر یکبار دیگر هم بدنیا میآمدم همین کاری را که دارم،
این کتاب شامل متن همه ترانه های آقای صدا ابی تا آلبوم طلوع کن است.
این کتاب ماندگار و با ارزش توسط حامد حمیدا گرد آوری و تدوین شده است
ظاهرا آقای حامد حمیدا علاقه وافری به ابی داشته که در آن موقع توانسته مجوز چاپ این کتاب رو با مشکلات فراوان بگیره..
در اول این کتاب این جمله به چشم می خورد
در برگزیده ای که پیش رو دارید هدف نهایی خود را از انتشار مجموعه ترانه های ماندگار پی گرفته ایم تا با معرفی دقیق آثاری که به گونه ای در زندگی روز مره مردم ما نقشی داشته و دارند که صدای بی همتایی در ان به چشم می خورد و به ویژه به طریقی طرف توجه و علاقه جوانان این مرز و بوم قرار گرفته اند ,علت تاثیر گذاری و ماندگاری آن ها را دریابیم.(حامد حمیدا
آلبوم ستاره های سربی پرفروش ترین آلبوم تاریخ حال حاظر موسیقی ایران است و بارها در شوی کلتکس این مسئله ذکر شد که چه فروش و تیتراژ بالایی داشت ,فروش این آلبوم بسیار خیره کننده و جالب توجه بود که الان با نزدیک بیش از یک دهه از عرضه شدن این آلبوم ,هنوزم با قیمت های آلبوم های جدید که عرضه میشه به فروش می رسه .. بین سال های انتشار این آلبوم بود که ابی در فستیوال ۱۹۹۳ سیدنی , لقب جهانی آقای صدا و مقام اول این فستیوال معتبر رو کسب کرد..
کلیه آهنگ های این آلبوم توسط سیاوش قمیشی است,و کلیه تنظیم ها از استیو مک کرام
این آلبوم شامل ۷ ترانه و یک ترانه بی کلام است.
۳ ترانه از استاد ایرج جنتی عطایی به نام های ,ستاره های سربی,شب گریه,آخر قصه
کی اشکاتو پاک میکنه از امیر فرخ تجلی ,اقاقی از زری ,قبله از مسعود امینی,عادت از پاکسیما
از نکات قابل توجه این آلبوم آماده بودن چند ملودی آن و نوشتن شعر توسط شاعر بر روی ملودی بود که طی مصاحبه ای از ابی,ملودی های آخر قصه ,شب گریه که از قبل توسط سیاوش قمیشی نوشته شده بود. استاد ایرج جنتی عطایی کلام رو بر روی ملودی نوشت.. واقعا هنر استاد ایرج جنتی عطایی قابل تحسین است..
ابی خواننده برجسته بار دیگر نام خودش و ایران رو در سطح اول دنیا حفظ کرد این خواننده محبوب که در فستیوال های معتبر جهانی افتخارات زیادی رو کسب کرده بود بار دیگر افتخار دیگری رو به افتخارات بی شمار خود اضافه کرد ابی عزیز موفق به اخذ مدرک معتبر دکترای افتخاری موسیقی شد و در دعوت نامه ای که برای ایشون ارسال شده دکترابراهیم حامدی نام برده شده و در آینده نزدیک استقبال وسیعی از وی خواهد شد .